ستاره سرخ

رهسپار با ولایت تا شهادت

مصطفی
مصطفی

فقط حیدر(ع) امیرالمومنین است

موضوعات

عکس

عکس مذهبی

عکس ورزشی

عکس عاشقانه

فیلم

دانلود


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان ستاره سرخ و آدرس stareiran.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





پیوند ها

خبرتحلیلی313

کیت اگزوز

زنون قوی

چراغ لیزری دوچرخه

مطالب اخير

شهید جهاد مغنیه

شهید مدافع حرم محسن حججی

خبر تحلیلی313

تحویل سال نو ... خانواده های شهدا در کنار مزار شهدا

تحویل سال نو در شلمچه

بارش برف در دومین روز سال 1393 در حرم حضرت علی بن موسی الرضا(ع)

نگاه به نا محرم

love..............

شارژ رایگان همراه اول در ایام نوروز

افسران جنگ نرم

پست ترین انسان

حجاب و خوبی

عکس آقا

چفیه و چادر

امام رئوف

سینما و انقلاب

پسر حزب الهی

رسوایی

زنان مومن

نازنین

و الله مخرج ما کنتم تکتمون

رابطه سلفی ها و اسرائیل

ابو تراب

مجید و بی بی

لطیفه تلخ

شهید دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها

70 میلیون

دعا برای عاقبت به خیری

نوبت به نوبت

جمعه دگر......

نويسندگان

مصطفی

پیوند های روزانه

پایگاه خبر تحلیلی 313

کیت اگزوز ریموت دار برقی

ارسال هوایی بار از چین

خرید از علی اکسپرس

الوقلیون

سفارش آنلاین قلیون

الو قلیون

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

وبلاگ دهی LoxBlog.Com

امكانات جانبي

RSS 2.0


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 76
بازدید دیروز : 28
بازدید هفته : 76
بازدید ماه : 734
بازدید کل : 12635
تعداد مطالب : 554
تعداد نظرات : 39
تعداد آنلاین : 1



Alternative content





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه

پاکدامنی از دید امیرالمومنین (ع)

عفت و پاكدامنی از دید حضرت علی
 

http://gasemi.persiangig.com/gpics/ali.jpg


حضرت علی (ع)

  • پاداش مجاهد شهید در راه خدا بزرگتر از پاداش عفیف و پاكدامنی نیست كه قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی گردد. همانا عفیف و پاكدامن فرشته ای از فرشته هاست.

حكمت 474 نهج البلاغه

 

  • پاكدامنی زیور تهیدستی و شكرگزاری، زیور بی نیازی است.

حكمت 340 نهج البلاغه

یک شنبه 29 اسفند 1389برچسب:,

|

تضاد جنگ نرم و مذهب

:::: تضاد جنگ نرم و مذهب ::::
28 اسفند 89 - 13:14

 

:::: تضاد جنگ نرم و مذهب ::::

می توان گفت یکی از مشکلات بوجود آمده برای افسران جنگ نرم عدم تطابق ارتباط های لازم در فضای مجازی و حقیقی با باورها و ارزشهای دینی یک فرد مسلمان است. اکثر افراد حضور یافته در فضای مجازی پس از مدتی حضور طبق ارزشهای خود نوع ارتباط را در این فضا نیز تعریف کرده و در اصول تطبیق یافته باور و فضا به کار خود ادامه می دهند، اما گاهی این ارتباط تعریف شده جایی در تفکر خانوادگی این افراد ندارد و شاید بتوان گفت یکی از مشکلات افراد مذهبی فعال در فضای مجازی عدم هماهنگی تفکر نزدیکان با حضور این شخص در این فضا می باشد.

نویسنده راهکاری برای حل این موضوع ندارد و تنها علت طرح این موضوع با قلمش شنیدن راهکارهای دوستان برای حل این موضوع برای افرادی است که مواجه با این تضاد فکری در خانواده هستند. پس تقاضامندم شما بزرگواران از تجربیات خود در این مسیر دیگران را نیز بهره مند کنید تا بتوانیم زیبا و خوب وظیفه ی سربازی رهبرمان را انجام دهیم.

 

تضاد جنگ نرم و مذهب

یک شنبه 29 اسفند 1389برچسب:,

|

میدان لولو

 

میدان 'لؤلؤ' بحرین با خاک یکسان شد + تصویر چاپ

 

 

 

 

پرس تی وی خبر داد:

نیروهای بحرینی، میدان مروارید منامه، پایتخت این کشور را که به مرکز تظاهرات ضددولتی اخیر تبدیل شده بود، با خاک یکسان کرده‌اند.

سازه نمادینی که وسط این میدان واقع شده بود، جمعه (27 اسفند) به دست نیروهای بحرینی که از سوی نظامیان این کشور و نیروهای سعودی پشتیبانی می‌شدند، با خاک یکسان شد.

سازه نمادین میدان مروارید از شش ستون قوسی‌ شکل تشکیل شده بود که یک گوی سفید شبیه مروارید بر بالای آن‎ها قرار داشت.

hassani_rad20110318160559297.jpg


این شش ستون، نمادی از شش کشور عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس یعنی بحرین، کویت، امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر و عمان بودند.

مروارید نصب‌ شده بر بالای این ستون‌ها، نمادی از میراث مشترک این کشورها که اقتصادشان پیش از کشف نفت، وابسته به صید مروارید بود، محسوب می‌شد.

عربستان سعودی نیز به همراه چند کشور دیگر عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس از روز دوشنبه (23 اسفند) صدها تن از نیروهای نظامی خود را به منامه اعزام کرده ‌است تا به دولت بحرین در سرکوب تظاهرکنندگانی که خواستار سرنگونی حکومت پادشاهی و برخورداری از آزادی‌های سیاسی هستند، کمک کنند.

سازمان عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر و کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد و بسیاری دیگر از گروه‌ها و مجامع بین‌المللی ضمن محکوم کردن خشونت‌های به کار گرفته شده علیه تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم بحرین، این اقدامات را غیرقانونی و مایه شرمساری خوانده‌اند.

میدان لولو در بحرین را خراب کردند

 
 

مقامات بحرینی میدان 'لؤلؤ' (مروارید) را که از یک ماه پیش شاهد تحصن معترضین به دولت بحرین بوده، با پشتیبانی اشغالگران سعودی روز جمعه با خاک یکسان کردند.

به گفته شاهدان عینی، مقامات بحرین این اقدام را برای سبک کردن بار ترافیکی میدان عنوان کرده و اعلام نموده اند این مکان به چهار راه و نصب چراغ راهنمایی تبدیل خواهد شد.


این میدان که موسوم به میدان شورای همکاری نیز بوده و نماد مرواریدی (به نشانه بحرین) بر روی شش ستون به نشانه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس (بحرین، عربستان، کویت؛ قطر، امارات و عمان) قرار داشت، معترضین از آن به عنوان میدان شهدا و یا میدان تحریر یاد می کردند.

این میدان با شکل گیری شورای همکاری خلیج فارس و همزمان با برگزاری سومین اجلاس شورای همکاری در بحرین در نوامبر سال 1982 میلادی افتتاح شده است.
میدان لولو در یک ماه گذشته بارها شاهد حمله نیروهای نظامی بحرین به تظاهر کنندگان بود.
در جریان حمله نیروهای نظامی بحرین به تجمع کنندگان بحرین در طول یک ماه گذشته دستکم 16 نفر جان خود را از دست دادند.
دولت بحرین به منظور جلوگیری از تجمع مجدد معترضین در این میدان اقدام به انهدام آن کرده است
.

 

 

یک شنبه 29 اسفند 1389برچسب:,

|

تقدیم به برادران بحرینی

تقدیم به حماسه برادران بحرینی...

تقدیم به حماسه برادران بحرینی...

http://www.shabestan.ir/Images/News/Smal_Pic/7-12-1389/IMAGE634343234804027500.jpg



سید حمیدرضا برقعی:

تقدیم به حماسه برادران بحرینی ام

 

باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است

مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است

بحر آرام دگر باره خروشان شده است

ساحل خفته پر از لولو مرجان شده است

دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است

لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است

با شماییم شمایی که فقط شیطانی است

(دین اسلام نه اسلام ابوسفیانی است)

با شماییم که خود را خبری می دانید

و زمین را همه ارث پدری می دانید

با شماییم که در آتش خود دود شدید

فخر کردید که هم کاسهء نمرود شدید

گرد باد آتش صحراست بترسید از آن

آه این طایفه گیراست بترسید از آن

هان! بترسید که دریا به خروش آمده است

خون این طایفه این بار به جوش آمده است

صبر این طایفه وقتی که به سر می آید

دیگر از خرد و کلان معجزه بر می آید

سنگ این قوم که سجیل شود می فهمید

آسمان غرق ابابیل شود می فهمید

پاسخت می دهد این طایفه با خون اینک

ذولفقاری زنیام آمده بیرون اینک

هان!بخوانید که خاقانی از این خط گفته است

شعر ایوان مدائن به نصیحت گفته است

هان بترسید که این لشکر بسم الله است

هان بترسید که طوفان طبس در راه است

 

 

یا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه کنیم

روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم

پاسخ آینه ها بی تو دمادم سنگ است

یا محمد(ص)! دل این قوم برایت تنگ است

 

بانگ هیهات حسینی است رسیده از راه

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله

یک شنبه 29 اسفند 1389برچسب:,

|

خیانت ال سعود

خیانت " آل سعود" به مردم بحرین


222180311_orig.jpg

اعزام ارتش "آل سعود" به بحرین برای سرکوب قیام مردم این کشور در حالی انجام شد که پیش از آن وزیر دفاع آمریکا در سفری به کشور بحرین با مقامات این کشور بحث و مذاکراتی داشت. ناظران سیاسی سفر «رابرت گیتس» را به مثابه چراغ سبزی می‌دانند که آمریکا به حکام بحرین و عربستان برای کشتار و سرکوب قیام مردم مسلمان بحرین نشان داد.

اعزام ارتش عربستان به بحرین برای سرکوب قیام مردم این کشور در حالی انجام شد که پیش از آن وزیر دفاع آمریکا در سفری به کشور بحرین با مقامات این کشور بحث و مذاکراتی داشت. ناظران سیاسی سفر «رابرت گیتس» را مثابه چراغ سبزی می‌دانند که آمریکا به حکام بحرین و عربستان برای کشتار و سرکوب قیام مردم مسلمان بحرین نشان داد.

در این میان کاریکاتوریست‌های کشورمان در واکنش به کشتار مردم مسلمان بحرین دست به طراحی کاریکاتورهایی زده‌اند که ابعاد مختلف جنایات حکومت آل سعود و همپیمانان غربیشان در بحرین را به نمایش می‌گذارد.

197590311_orig.jpg


222180311_orig.jpg

یک شنبه 29 اسفند 1389برچسب:,

|

ناتو فرهنگی

 

تئاتر و تهاجم فرهنگی در ایرن+ تصاویر


 

دنیای ما، برای تأثیر گذاری بیشتر و تغییر ذهنیت ها، زبان هنر را انتخاب کرده و با مردم سده 21، با این زبان سخن می گوید و در چنین اوضاعی سزاوار است تا اصحاب اندیشه و فرهنگیان برای هنر ارزش بیشتری قائل شوند و با حمایت و هدایت، زمینه ی اعتلای هنر را فراهم آورند تا هم مجموعه ارزش مند میراث فرهنگی موجود که سرمایه ای گران بها است حفظ نمایند و هم به اعتلا، استقلال، عزت و نشاط ملی کمک کنند.
فرهنگ و تهاجم فرهنگی
واژه شناسان در کتاب های لغت، واژه فرهنگ یا فرهنج را به ادب، تربیت، دانش و معرفت، حکمت و فضیلت، آداب و رسوم، سیرت و سنت و مجموعه ی علوم و معارف و هنرهای یک قوم و ملت، معنا کرده اند.1
باری، فرهنگ سرمایه ی معنوی یک ملت به حساب می آید و مانند خونی که در بدن جاری است در همه ی شئون زندگی انسان جریان دارد. آینه شفافی است که شخصیت علمی، عملی، عقلی و احساسی یک قوم در آن انعکاس می یابد و روح و جان هر تمدنی را تشکیل می دهد که در حقیقت، تمدن ها نمود و نشان ظاهری فرهنگ ها هستند.
استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان پذیر است. بی جهت و من باب اتفاق نیست که هدف اصلی استعمارگران که در رأس تمام اهداف آنان است، هجوم به فرهنگی جوامع زیر سلطه است.
DSC_8685
با توجه به توضیح یاد شده وقتی بحث از تهاجم فرهنگی به میان می آید منظور از تهاجم به فرهنگ باید روشن باشد که تهاجم فرهنگی یعنی: تهاجم به ارزش ها، اخلاق، آداب، سنن و اعتقادات یک ملت، که مجموعه ی این گونه مسائل شخصیت و هویت ملت را می سازد و نیروی مهاجم سعی دارد تا از طریق دگرگونی اندیشه ها و ارزش ها در هم شکستن اصول اخلاقی، سست کردن باورهای دینی، تغییر و تبدیل آداب و سنن اجتماعی، ملت مورد نظر را به پوکی و پوچی بکشاند و چون آنها را از لحاظ شخصیتی تضعیف و روحیه ی استقلال و قدرت مقاومت را از آنان گرفت اصول فکری خویش را القا و فرهنگ و باورهایش را بر آنها تحمیل می کند.
رهبر معظم انقلاب در این خصوص  می فرمایند:
«مسئله تهاجم فرهنگی که بنده بارها از آن اسم آورده ام و حقیقتا و قلبا و روحا نسبت به آن حساس هستم دو شاخه ی اساسی و مهم دارد که هر دو شاخه برای شما قابل توجه است: یکی عبارت از: جایگزین کردن فرهنگ بیگانه به جای فرهنگ بومی است و این ادامه ی همان کاری است که در دوران پهلوی به صورت آزاد و نرخ شاه عباسی انجام گرفته است که با پیروزی انقلاب اسلامی بحمدالله قطع شد و اینها دارند فشار می آورند که همان کار باید انجام بگیرد. شاخه دوم عبارت است از: حمله به جمهوری اسلامی و ارزش های جمهوری اسلامی و ارزش های ملت ایران که از طرف فرهنگی، با نوشتن و تهیه فیلم و نمایش نامه ها و تنظیم کتاب ها و فصل نامه ها و با هدایت بیگانه امروز در کشور ما انجام می گیرد.»
DSC_9048
تئاتر چیست ؟
تئاتر واژه‌ای است یونانی در لغت به معنای چیزی که به آن نگاه می‌کنند. در فارسی به تئاتر «نمایش» می‌گویند.
پیشینه تئاتر به رقصهای اولیه بشر به هنگام جادوی طبیعت و حیوانات باز می‌گردد. بشر با انجام این حرکات نمایشی سعی در تسخیر نیروهایی داشت که هدایتشان در دست او نبود.
در تئاتر از همکردی (ترکیبی) از سخن، حرکات، موسیقی، رقص، صدا و نور برای اجرا بهره گرفته می‌شود.
هنر تئاتر در ایران پیشینه‌ای دراز دارد و سبکی از آن در نمایش‌های تعزیه نمود یافته‌است. در کتاب تاریخ بخارا آمده‌است که نمایش ایران از آیین اسطوره و شعایر برخاسته‌است. اولین تئاتر ایران در شهر رشت شروع به کار کرد.[نیازمند منبع] نخستین تئاتر زنان در ایران نمایش آدم و حوا بود که توسط جمعیت نسوان وطنخواه در تهران اجرا شد.
در واقع می توان به تعبیری گفت : تاتر یک جریان فرهنگی است که پیام خود را بر مرکب نور، رنگ، آهنگ و می نشاند و آن را به مخاطب ابلاغ می کند.
در کلمات حکمت بار حضرت علی علیه السلام بر همین سیاق، منتهی با تعبیر دیگری، در مورد ارزش انسان آمده است: قیمه کل امرء ما یحسنه؛ آن منزلت هر انسانی به کار زیبا و نیکی است که ارائه می دهد.
46_891022_L600
ما وقتی ارتباط سه جمله ی پر محتوای فوق را دریابیم چنین نتیجه می گیریم که زیبایی ها هنگامی جلوه می کنند که منشأ آنها عقل سالم از یک سو و دانش و آگاهی لازم از سوی دیگر باشد. پس هر کس که آفریننده ی زیبایی باشد هنرمند است و هنر چیزی جز نتیجه ی آمیختگی اندیشه و آگاهی نیست. البته تخیل و احساس در هنر، به منزله ی حرف ربط در جمله است که اهمیت ویژه ای نیز دارد.
به تعبیر دیگر باید گفت: هر هنری عناصری دارد که هر گاه با هم ترکیب شوند، هنر به وجود می آید، ولی سه عنصر به صورت مشترک در همه ی هنرها وجود دارد: اندیشه، تخیل و احساس.
هر گاه در یک اثر هنری مایه های تعقل و تفکر فزونی یابد آن اثر گرایش فلسفی خواهد یافت و اگر عنصر تخیل افزایش پیدا کند، اثر از واقعیت های محسوس و حتی معقول منفک شده و به وادی حماسه ها، افسانه ها و اساطیر وارد می شود و اگر عنصر احساس، نسبت به دو مورد دیگر بیشتر شود اثر را به دنیای تغزل و رمانتیسم می کشاند.
at2
رسالت دگرباشان مشروطه در ابتذال تئاتر در ایران
تئاتر به شیوه کنونی  چنان که گفته شد، همانند دیگر پدیده های غربی از اروپا به ایران آمد و از همان آغاز لباس غربی به تن داشت. تاریخ تئاتر در ایران نه تنها افتخار آمیز نیست بلکه به سبب این که بخش عمده ای از افتخارات این ملت از طریق تاتر مورد تهاجم قرار گرفت در ذهن و اندیشه ی ملت ایران متهم و مجرم شناخته می شود.
تئاتر در گذشته (پیش از پیروزی انقلاب اسلامی) رسالتی جز تخریب شخصیت افراد، تحقیر ارزش های دینی و ملی، تغییر هویت فرهنگی و انسانی و ایجاد روحیه حقارت در برابر پیشرفتهای صنعتی غرب، هدف دیگری را تعقیب نمی کرد.
سوغاتی غربی ها که از طریق نمایشنامه های  به ملت ما اهدا می شد در راستای منافع پست غربی ها و از طریق مسائلی چون: از خود بیگانگی، غرب گرایی، غارت اصالت ها و ارزش های فرهنگی و اخلاقی انجام می گرفت. همه ی این برنامه ها در زیر پوشش شعارهایی چون مبارزه با خرافات، کهنه پرستی و ارتجاع جلوه می کرد و البته اگر در مجموعه ی کارهای سینمایی گذشته، چند اثر سینمایی مفیدی وجود داشته که در این مسیر نبوده، به قدری اندک است که نمی توان آنها را در جریان عظیم و بنیان بر افکن سینمای منحط و مبتذل به حساب آورد.
از کسانی که در عرصه ی ادبیات، به ویژه ادبیات نمایشی به فرهنگ و آرمان های فرهنگی ما تهاجم کرد و راه را برای ترویج و توسعه ی فرهنگ غربی هموار ساخت «میرزا فتحعلی آخوندزاده» بود. او در سال 1228 شمسی ( سال تحمیل قرارداد ننگین و ذلت بار گلستان از سوی روسیه به ایران)، در «نوخا» از نواحی «شکی» به دنیا آمد، سالی که بخشی از سرزمین عزیز ایران مانند: قراباغ گنجه، شیروان، قبه، دربند، شکی، باکو و قسمتی از طالش و تمام داغستان و گرجستان، از فلات ایران جدا شد.
DSC_8824
پس از سلطه روس ها بر زادگاه «میرزا فتحعلی» خانواده اش راهی تبریز شدند و به این سوی ارس مهاجرت کردند. او تا پیش از شروع دوره ی دوم جنگ های ایران و روس، در ایران ماند و عاقبت به همراه عمویش «آخوند حاج علی اصغر» که مردی فهیم و بهره مند از علم و ادب، «میرزا فتحعلی» را به عنوان پسر خوانده خود در زندگی پذیرفته بود به همراه «عباس میرزا» نایب السلطنه به شهر گنجه ی قفقاز رفت.
«میرزا فتحعلی» بشدت تحت تأثیر تلقین ها و افکار انحرافی مربی خط نستعلیق خویش «میرزا شفیع» قرار گرفت. میرزا شفیع در میان علمای ماورای ارس به بی دینی شهرت داشت و سرانجام «میرزا فتحعلی آخوند زاده» راهی تفلیس شد و در آن جا نخست به عنوان دستیار مترجم زبان های شرقی و پس از شش ماه به مقام مترجمی رسمی رسید.
7
تسلط «آخوند زاده» به چهار زبان رایج در ناحیه ی قفقاز به ویژه زبان روسی و آشنایی با مکتب های ادبی اروپا و نگارش آثار ادبی، موجب گردید تا در عرصه ی ادبیات جدید ایران جایگاهی را به دست آورد و شهرت او بیشتر به آثاری است که در ادبیات نمایشی نوشته است.
«میرزا فتحعلی» تئاتر را «اشرف فنون یوروپا» دانسته و آن را «متضمن قواید ملت و مرغوب طبایع خوانندگان» می داند و فن «دراما» را در تهذیب اخلاق مردم موثر تلقی می کند. به همین دلیل شالوده ی آثار هنری خود را در قالب این فن بنا نهاد و دست به خلق شش نمایش نامه زد که پنج نمایش نامه ی: حکایت ملا خلیل کیمیاگر، حکایت موسیو زوردان، حکیم نباتات و درویش مستعلی شاه، مشهور به جادوگر، سرگذشت وزیر خانه لنکران، حکایت خروس دزد افکن و سرگذشت مرد خیس.
DSC_9077
در فاصله ی سال های 1266/ 1850 تا 1269/ 1852 نوشته شدند و ششمین آن یعنی «حکایت وکلای مرافعه ی شهر تبریز» در سال 1272/ 1855 نگارش یافت. حوادث تمامی نمایش نامه ها در جغرافیای قفقاز و مناطقی که همگی مسلمان نشین هستند، روی می دهد. افراد و عناصر نمایش ها، بومی و از اهالی همین نواحی اند. زمان همه ی رویدادها تقریبا نیمه ی سده نوزدهم است. همه ی این نمایش نامه ها به اصرار «میرزا فتحعلی» در پرداختن به مسائل روز تأکید می کند.
مضامینی که «آخوند زاده» برای طرح آنها در متن نمایش نامه های خود اصرار دارد از این قرار است:
1. تأکید بر ناآگاهی و بی فرهنگی مردم مسلمان؛
2. هجوم به عقاید خرافی رایج در بین مردم؛
3. عشق و روابط سنت شکن در میان عناصر نمایش نامه.
DSC_8824
«آخوند زاده» یکی از عناصر مؤثر و از بانیان نفوذ اندیشه های غربی و غرب گرایی در ایران است او با نوشته های خصمانه خود، علیه دین و دین داری و انتقاد از پای بندی به اخلاق اسلامی، مبارزه ای گسترده را آغاز کرد او می گوید:
«ای کاش کسی پیدا شده و ملت ما را از رسوم نکوهیده ی اسلامی آزاد نمودی، اما نه به رسم نبوت و امامت که خلاف مشرب من است بلکه به رسم حکمت و فیلسوفیت»... اگر جهنم راست است، خالق رحیم و عادل در نظر ها یک وجود نامحبوب، یک وجود مکروه و ظالم مشاهده می شود و هر آینه دروغ است، پس ای عالمان دین، چرا بی چاره عوام را از نعمات پروردگار عالم محروم می سازید؟ چرا عیش او را تلخ می کنید؟ و چرا نمی گذارید علوم و صنایع یاد بگیرد؟ دنیا محل اقتباس است. اما بدانید که جهنم و بهشت مسلمانان هر دو در شمار لغویات است. در شمار اهانت های فراوان «آخوند زاده» نظر کینه توزانه ی خود را در خصوص مراسم عبادی- سیاسی حج این طور ابراز می دارد:
برخی چنین می پندارند که اجماع مسلمانان در سفر حج برای ملت اسلام سودمند است و از درد هم دیگر آگاه می گردند... یکی از دیار «ختا» آمده و یکی از «هند» یکی به «آلاداغ» می رود یکی به «قراداغ».
12
از این اجماع چه طرفی می بندیم جز این که خسارت زیاد برده ایم و تا زیان بیابان عربستان را به نوید صدقه، به کمال بی غیرتی معتاد کرده ایم. البته جریان غرب گرایی، تنها از طرف «میرزا فتحعلی آخوند زاده» ترویج و حمایت نشد بلکه در این جریان چهره های مشهور دیگری نیز هستند که در مقاطع حساس، خوش خدمتی خود را به غرب و دشمنی خویش را به فرهنگ و ملت مسلمان ایران ابراز داشته اند که یکی دیگر از این چهره ها، که راه «آخوند زاده» را ادامه داد «میرزا ملکم خان» ارمنی و بنیان گذار یکی از لژهای «فراماسونری» در ایران است. او برای پیش برد افکار بیمار و وابسته ی خود شیوه های جدیدی اتخاذ کرد و آن این که افکارش را در پوششی دینی و ظاهری مذهبی ارائه می نمود. او می گوید:
چنین دانستم که تغییر ایران به صورت اروپا کوشش بی فایده ای است از این رو فکر ترقی مادی را در لفافه دین عرضه داشتم تا هم وطنانم آن معانی را نیک دریابند. دوستان و مردم معتبری را به یک محفل خصوصی (فراموش خانه) دعوت کردم و از لزوم پیدایش اسلام سخن راندم و به شرافت معنوی و جوهری ذاتی آدمی (اومانیسم) توسل جستم، یعنی انسانی که مظهر عقل و کمال است...
از چهره های دیگر جریان غرب گرایی «سید حسن تقی زاده» است او می گوید:
این جانب در تحریض و تشویق به اخذ تمدن غربی در ایران پیش قدم بوده ام و چنان که اغلب می دانند اولین نارنجک تسلیم به تمدن فرهنگی را در چهل سال قبل بی پروا انداختم.
«تقی زاده» به هنگام تدوین قانون اساسی بعد از مشروطیت می گفت:
«وقتی قوانین اساسی کشورهای مغرب زمین هست و می توان آنها را ترجمه نمود بحث برای چیست؟»
at3
هر گاه بخواهیم جریان غرب گرایی و به عبارتی تهاجم فرهنگی غرب را بهتر و بیشتر بشناسیم به سر فصل هایی از اعتقادات و دیدگاه های این جریان بیمار و وابسته اشاره می کنیم، سر فصل هایی که تقریبا همه ی نویسندگان و مبلغان این جریان، با عبارت های گوناگون آنها را بیان داشته و بر آن تأکید ورزیده اند:
1. باورهای دینی مردم را به مسخره می گیرند و به بهانه مبارزه با خرافات، اعتقادات و رفتارهای اصیل مسلمانان که ریشه در فطرت و منابع مطمئن دینی دارد را مورد حمله قرار می دهند.
2. دین را مساوی با نقل و علم را موازی با عقل معرفی نموده و در نهایت عقل را بر نقل ترجیح می دهند؛ چنان که «آخوندزاده» می گوید: «امروز خرابی کل دنیا حاصل ظهور دین آوران است.»
3. ستیزه جویی با عنصر عرب، به خاطر مبارزه با فرهنگ اسلامی.
4. تأکید بر تغییر خط فارسی و جای گزینی خط لاتین، با این استدلال که خط فارسی پاسخ گوی نیازهای دنیای متمدن ما نیست و در دنیا کاربرد بین المللی ندارد.
5. طرفدار بهره گیری آزادانه از جذابیت های جنسی و تسامح و تساهل نسبت به روابط زن و مرد. لذا اولین کسی که استفاده از این جذابیت ها را در ابتدایی ترین شکل آن وارد ادبیات ایران کرد، آخوند زاده بود.
6. حذف دین از شئون اجتماعی و سیاسی برای دست یابی به هر گونه پیشرفتی لازم دانسته و بر «جدایی دین از سیاست» تأکید می ورزیدند.
جریان غرب گرا، تهاجم فرهنگی خود را با چنین آهنگی توسط میسیونرها، اعیان و اشراف خوش گذران و عیاش، درباریان، مستشاران خارجی و روشن فکران وابسته که یا سر رشته ی بسیاری از تصمیم گیری های مهم کشوری را در دست داشتند و یا با فکر بیمار و قلم مسموم خود بهتر جریان تهاجم فرهنگی را فراهم می کردند. آغاز نمود و چهره هایی چون «آخوندزاده» ملکم خان ارمنی، تقی زاده، تدین، میرزا یعقوب، فروغی و امثال اینها، منادیان دل باخته ای بودند که خدمت فراوانی به گسترش فرهنگ غرب و غرب گرایی کردند.
DSC_8795
دوره جدید تهاجم
با اینکه ماجرای هدا گابلر نقل محافل شده و تمام کنشگران عرصه فرهنگ را به گرفتن مواضعی واداشت از آن جمله می توان به بیانیه یک طرفه هیئت مدیره خانه تاتر اشاره نمود، که با آن مقدمه شبه حقوقی اش مشکلی را حل ننمود. و هزاران سوال بی  پاسخ به این بیانیه باقی ماند.
هدا گابلر " فرزند فراموشی‌ها بود
هدا گابلر نوشته "هنریک ایبسن " از فیمینیست‌‌های افراطی اروپا؛ اولین تئاتری نبود که مضامین ضد اخلاقی داشت، بلکه با وضع موجود باید گفت آخرین تئاتر هم نخواهد بود.
هدا گابلر نوشته "هنریک ایبسن " از فیمینیست‌‌های افراطی اروپا؛ اولین تئاتری نبود که مضامین ضد اخلاقی داشت، بلکه با وضع موجود باید گفت آخرین تئاتر هم نخواهد بود.
47_891022_L600
* پرده اول
هنریک ایبسن و تفکراتش برای "تئاتر شهر " چهره چندان ناآشنایی نیست. برای مثال اواسط مهرماه گذشته بود که تئاتر "نورا " در سالن اصلی تئاتر شهر به روی پرده رفت. نورا همانند "هدا گابلر " چندان حاوی بازی‌های زننده نبود اما شاکله اصلی آن همان بود که اهالی تئاتر در هدا گابلر هم دیدند. افسار گسیختگی‌های آدم‌ها، عشق‌های نامشروع، مرگ اخلاق و از این قبیل...
دست‌اندرکاران نورا حتی در کاتالوگ معرفی تئاترشان هم با قلمی آهنگین! آورده بودند که کارها و نوشته‌های ایبسن حتی در اروپا هم با واکنش منفی مواجه شده و اروپائیان فکر می‌کنند تفکرات او سبب تزلزل بنیان خانواده می‌شود.
کسی معترض نورا نشد. فقط در یکی دو وبلاگ ارزشی در نقد نورا مطالبی نوشتند که البته انعکاس رسانه‌ای مناسبی نیافت و اکران نورا به دلایلی! با موفقیت و فروش بالا به اتمام رسید.
* پرده دوم
منطق می‌گوید برای کنترل یک بیماری واگیردار و البته شیوع یافته، اول از همه باید منشأ و مبدأ بیماری را یافت و با آن مقابله کرد. حتما همه ما قبول داریم که وقتی نوشتار و تفکرات نویسندگانی همچون ایبسن در کشور به مقیاس وسیع منتشر می‌شود و مورد توجه و مداقه قرار می‌گیرد، دیگر نباید توقع داشت تئاترهایی همچون نورا یا هدا گابلر تولید و اکران نشود.
چرا در فضاهای هنری، دیگر صدای اعتراض به آن صورتی که باید، بلند نمی‌شود. و آنقدر سکوت می‌کنیم تا یک خبرگزاری ارزشی به خود جرأت دهد از یک تئاتر حاوی مضامین مستهجن انتقاد کند و آنگاه است که همه ناگهان بیدار می‌شوند و سنگر گرفته در پشت سر انتقاد او، به انتقاد می‌پردازند و کار بدانجا می‌رسد که حتی صحبت از به محکمه کشاندن عوامل تئاتر هم می‌شود.
14133
* پرده سوم
این پرده را باید آنهایی ببینند که معتقدند گردانندگان گابلر و تئاترهایی از این دست "بدترین آدم‌های روی زمین هستند ".
آن هنگام نه چندان دور که در یکی از رسانه های کشور از "هنریک ایبسن " به عنوان یک مبارز با فساد اجتماعی اروپا " یاد می‌شد؛ آیا حواستان بود...؟!
آن هنگام که برخی مسئولان کشورمان در مراسم مختلف از دخترکان و زنان بدحجاب که بعضا دستی هم بر آتش بازیگری دارند، با سکه و لوح و تقدیر؛ تجلیل می‌کنند، چرا صدای آنان که باید، بلند نمی‌شود...؟!
چرا وقتی یک وبلاگنویس بسیجی تصاویری از تئاتر "هملت " را روی وبلاگش منتشر می‌کند و هشدار می‌دهد که این نحوه پرداختن به هنر در جامعه شهید داده ما صحیح نیست، همه شدیم اصحاب سکوت...؟!
چرا وقتی فلان بازیگر خانم به عنوان سخنگوی جشنواره جوان ایرانی انتخاب می‌شود، همه سر در لاک خجلت و سکوت فرو می‌بریم و جز چند وبلاگ ارزشی،‌ دیگر کسی جرأت نکرد در این زمینه به مسئولان اعتراض کند.
چرا وقتی یک خبرگزاری ارزشی از فضای غیر اسلامی و غیر شرعی یک جشنواره تئاتر دانشجویی خبر می‌دهد؛ هیچ مسئولی پاسخ قانع‌کننده نمی‌دهد و صدای قوه قضائیه هم به گوش نمی‌رسد.
گردانندگان "هدا گابلر " در زمینه پرداختن به سناریویی با این مضمون کار صحیحی نکرده‌اند. اما آیا همگی قبول می‌کنیم که این اتفاق در سایه خواب خرگوشی ما و مسئولان امر رخ داده است...؟!
* و پرده آخر
سالن اصلی تئاتر شهر در یکی از راهروهایش تابلوهایی دارد که شناسنامه تئاترهای اکران شده در سال‌های قبل در آنها جای گرفته است. اگر گذرتان به تئاتر شهر افتاد، حتماً به این تابلوها خوب‌تر نگاه کنید. شاید صحنه‌هایی مثل عکس‌های "هدا گابلر " را شما هم در آنها دیدید...

رقاصی روی سن به بهانه نمایش
یکی دیگر از نمایشهایی که فعالین عرصه فرهنگ را متعجب نمود نمایش نامه بود با نام اتللو این نمایشنامه با سبک فیزیکال و پرفورمنس اجرا شد. این سبک سبکی است که دیالوگی در نمایش وجود ندارد و بازیگر مجبور به استفاده از تمام توان حرکتی در صورت و بدن خود است تا حس خود را منتقل کند و جالب‌تر اینجاست که نمایش‌های شکسپیر همگی بر مبنای دیالوگ‌های سنگین و طولانی است و حذف دیالوگ و تأکید خانم تهرانی بر بیان داستان اتللو – تأکیدی که اکثر کارگردانان این‌گونه نمایش از آن امتناع می‌کنند- حرکات فیزیکی خاصی را پدید آورده است که بی شباهت با رقص های عاشقانه نبود.
این اثر در حالی جایزه بهترین کارگردانی تئاتر را از جشنواره تئاتر فجر دریافت کرده است که این نمایش بیشتر به آثار تولیدی پیش از انقلاب شباهت دارد.
تهرانی درباره ویژگی‌های اثر گفته است: این نمایش بدون کلام است و تاکید ما بیشتر بر حس‌های پنهان در نمایشنامه و شخصیت‌ها بوده است.
از نام این نوع از تئاترها و دیدن تصاویر منتشر شده از این اثر می‌توان نوع اجرا را نیز کاملاً درک کرد، نمایش‌هایی که بر مبنای حرکات موزون صورت می‌گیرد و جدای از مشکل اصلی آن در اختلاط زن و مرد، پوشش‌های نامتعارفی را هم ترویج می‌کنند.
جالب اینکه سحر افتخار زاده طراح لباس این اثر نیز از سوی منتقدان جهانی تئاتر جایزه بهترین طراحی لباس را نیز دریافت کرده است.
به نظر می رسد عده ای سعی دارند تا با اجرای این نوع از سبک برای اجرای آثار عاشقانه به صورت بی کلام و تنها بهره گیری از حرکات بدن نوعی ابتذال را در هنر تئاتر ترویج کنند در صورتی که بن مایه هنر متعالی و پاک است.
 بحث چالشی هنر امروز چیزی جز فیلم و سینما و موسیقی نیست و هرآنچه که از سروصدای رسانه‌ها به‌گوش می‌رسد و اعتراض مسئولان در آن بیشتر به چشم می‌آید مربوط به این شاخه از هنر است؛ بگذریم که بخشنامه‌ها و قوانینی هم که تصویب می‌شود همه و همه از این هیاهوها تأثیر می‌گیرد.
مسئله ای که در حوزه تئاتر دردآور است اینکه اولا در چند سال اخیر پیشرفت خاصی در این حوزه دیده نمی‌شود و عمده نمایش ها با هزینه دولت،‌علیه دولت ساخته و اجرا می شوند و البته در حوزه سینما هم به همین شکل است.
بیشتر تئاترها یا اجرای نمایشنامه‌هایی چون هملت، اتللو، مکبث و... هستند -که بارها و بارها در طول سال اجرا می‌شوند- و یا آنکه اقتباسی از همین نمایشنامه‌ها هستند. البته هستند کسانی که نمایشنامه‌های جدیدی را به‌روی صحنه ببرند اما متأسفانه موضوع خیلی از تئاترهای ما بر اساس یأس و ناامیدی است.
جدای از این داستان‌های عجیب و غریب، مشکل دیگری نیز در کارهای پرفروش وجود دارد و آن بازیگر چهره و خصوصاً بازیگر سینمایی است؛ سود سرشار سینما کارگردان تئاتر را هم وسوسه کرده است که از بازیگر سینمایی برای فروش کارهای خود استفاده کند؛ انتخاب نابه‌جایی که مثلاً در «منهای دو» داوود رشیدی شاهد آن بودیم و بازی بسیار ضعیف پگاه آهنگرانی و باران کوثری از ارزش کل کار نیز کاسته بود و بر صحت گیشه‌ای بودن این نمایش تاکید می‌کرد.
البته مشکل بدست آوردن گیشه تنها با بازیگر ستاره حل نمی‌شود! بلکه بیان موضوعات غیر اخلاقی، لباس‌های نامتعارف و غیر اسلامی، دیالوگ‌های سطحی و گاهاً رکیک ابزاری برای جذب مخاطب شده است.
به‌نظر می‌رسد وقتی که هنری مخصوص قشری خاص شود نوع نظارت مسئولان هم تغییر می‌کند و آن‌ها احساس آرامش بیشتری می‌کنند؛ همان آرامشی که در سینما بدلیل عام بودن آن نمی‌بینیم! نکته بسیار خنده‌دار اینجاست که عده‌ای از کارگردانان و بازیگران همواره بر نظارت‌های سرسختانه خرده می‌گیرند! آیا عدم نظارت دقیق مسئولان و سهل‌انگاری برخی از آن‌ها، حداقل‌های ارزش ما را تغییر داده است؟! آیا دیدن صحنه‌های رقص زنان، رقص زنان و مردان و رقص مردان در حد شرع و عرف ما بوده است؟! اگر حداقل‌های ما اینجاست که مسائل حادتر و غیراخلاقی دیگری را نیز خواهیم دید و آن روز زیاد دور نیست.
DSC_9136
رویای واقعی هالیوود
شاید به خوبی بتوان به این نکته اشاره کرد که نویسندگان و کارگردانان آنچه را که در فضای درونی خود با آن درگیر هستند و جزو آرزوهای خود به شمار می آورند سعی می نمایند در عالم ظاهر یا آنرا تقویت کرده یا به نوعی به تمسخر آن بپردازند اما آنچه که ماحصل کار است چیزی جز شیفتگی به این سبک زندگی و معشیت نیست.
تئاتر رویای هالیود نیز یکی از این تئاتر ها بود که با کمی دفت به عکسهای این تئاتر می توان به عمق تفکر دستاندرکاران این تاتر پی برد صحنه های عجیب و غریب و پوشش های خاص که حتی در لباسها سعی شده بود تا به نوعی به تبلیغ کالاهای صهیونیستی پرداخته شود.
این در حالی است وزیر محترم ارشاد در خصوص وضعیت اسف بار تئاتر تنها ذکر می کند که این طبیعت تئاتر است و ناظران ما تذکر داه اند در حالی که طبیعتی که بر فساد باشد به چه کار مسلمانی ما آید جناب وزیر؟
حمایت رسانه ای استکبار از نمایشهای مستهجن
شبکه خبری بی بی سی ‌این بار از سر حمایت و دفاع از عملکرد مسئولین برآمده و نوشته است: چالش دولت محمود احمدی نژاد با اصولگرایان و محافظه‌کارانی که تابوشکنی‌ها و جهت‌گیری رئیس جمهور را به سوی کاهش سخت‌گیریهای برآمده از اخلاق سنتی در عرصه‌های زیست اجتماعی و فرهنگی برنمی‌تابند، در هفته اخیر نیز نموداری را در حمله به نمایشنامه "هدا گابلر "، اثر درخشان هنریک ایبسن و دفاع مسئولان وزارت ارشاد از این نمایشنامه نشان داد!»
بی بی سی به این هم اکتفا نکرده و با مشی تفرقه افکنانه و شیطانی خود به قلم یکی از معاندان نظام نوشته است: «اما این بار محمد حسینی، وزیر ارشاد با تاکید بر آن که "هدا گابلر مشکل اخلاقی ندارد " و دو تن از مدیران ارشد او با گفتن جمله‌هایی چون "هدا گابلر هیچ‌گونه موارد غیر قانونی نداشت، نه فقط از نمایش و صدور مجوز برای آن دفاع کردند که معیارهای اخلاقی و سنتی محافظه کارانه منتقدان را، که سه دهه بر سیاست‌های فرهنگی جمهوری اسلامی حاکم است، رد کردند.»
نمایش نیست انگارانه هداگابلر به شکل مستهجنی در تهران به روی صحنه رفت و با تصمیم مسئولین هنرهای نمایشی و پذیرش اشکالات نمایش و نقد نمایندگان مجلس متوقف شد. این مساله خشم رسانه‌های بیگانه را برانگیخته است.

یک شنبه 29 اسفند 1389برچسب:,

|

به داد شیعیان برسید

 

به داد برادران شیعه برسید



 


 

جمجمه شکافته شده به جرم حب علی و آزادی خواهی




تن پر از گلوله های حرامیان عصر مدرن




شلیک گلوله از نردیک به صورت، آزادی خواهان کجا هستند؟
 

 

یک شنبه 29 اسفند 1389برچسب:,

|

شهیدان همت و باکری

   
 

 

شوخی شهید همت با شهید باکری


دوران دفاع مقدس پر از لحظات سخت و دشوار بود ولی  با وجود تمام سختی ها شرینی های زیادی هم کام جهادگران ما را شیرین می کرد از آن جمله می توان به شوخی ها و لبخندهای خالی از ریای رزمندگان اشاره کرد . و اکنون گذری می کنیم بر خاطرات شاد آن روزگاران . باشد که ما هم به زیبایی آن لحظات لحظه ای روح خود را صفا دهیم .

  

شوخی شهید همت با شهید باکری

در سالهای دفاع مقدس چای مرهم خستگی جسمی رزمندگان اسلام بود. در میان لشکرها رزمندگان لشکر عاشورا انس و الفت بیشتری با چای داشتند . روزی در محضر آقا مهدی باکری و شهید حاج ابراهیم همت (فرمانده لشکر 27 حضرت محمد رسول الله « ص » ) بودیم که در آن صحبت از کنترل مناطق عملیاتی بود.


حاج همت به آقا مهدی گفت : نگهبانان لشکر شما برای نیروهای سایر لشکرها سخت می گیرند و اجازه نمی دهند راحت عبور و مرور کنند مگر ترکی بلد باشند. آقای مهدی در پاسخ گفت : شما یقین دارید که آنها نگهبانان لشکر ما هستند حاج همت گفت : من نه تنها نگهبانان لشکر شما را می شناسم حتی حد خط لشکر عاشورا را هم می شناسم . آقا مهدی با تعجب پرسید چطور چگونه می شناسید؟


حاج همت گفت : شناختن حد و حدود لشکر شما کاری ندارد اصلاً مشکلی نیست هر خطی که از آن دود به هوا بلند شده باشد آن خطر لشکر عاشوراست چون همیشه کتری های چای لشکر شما روی آتش می جوشد. همگی خندیدیم .

یک شنبه 29 اسفند 1389برچسب:,

|

نوروز

نگاهی به خود در آستانه سال جدید
 
بهار

 


وقتی که به پایان سال نزدیک می شویم قیل و قال خانه تکانی و خریدهای شب عید بر پاست هر کسی در حالی خود را برای لحظه تحوبل سال آماده می کند .با این حال و در میان این همه هیاهو برای بسیاری از ما یک حالت بهت دست می دهد که ای وای یک سال دیگر آمد چقدر زود گذشت!!

 


بعضی ها سال خوبی را گذرانده اند با لبخندی از سر شوق برای داشتن سالی بهتر با آغوش باز به استقبال سال جدید می روند و عده ای هم با تأسف از اینکه عمر به بطالت گذرانده اند با حسرت گذشته و نگرانی از آینده سال نو خود را آغاز می کنند و عده ای هم چنان درگیر روزمرّگی هستند که برایشان فرقی نمی کند فقط به خور و خوابی بسنده می کنند تا روزگار بگذرد حال باید دید ما از کدام دسته هستیم؟ 

بیاییم کارنامه حیات خود را ورق بزنیم تا ببینیم اوراق آن چگونه رقم خورده است! بررسی کنیم که کتاب نفس خود را با چه مطالبی پر کرده ایم! تا دیر نشده به حساب خودمان برسیم ، چرا که با محاسبه نفس امکان بازگشت به خدا و سیر و سلوک به سوی او فراهم می شود و در غیر این صورت آنگاه که در دادگاه عدل الهی قرار می گیریم راهی برای بازگشت و جبران نخواهد بود.

امیر مؤمنان در کلامی فرموده است: ای بندگان خدا پیش از آن که باورها و کردار شما مورد ارزیابی قرار گیرد ، خود را بسنجید و قبل از اینکه به حساب شما برسند، از خودتان حسابرسی نمایید. عباد الله زنوا انفسکم من قبل آن توزنوا و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا. انسان اگر بداند که به اندازه لقاء خدا و بهشت می ارزد، هرگز خود را به گناه و پستی و رزیلت نخواهد آلود. 1

در روایتی دیگر از امام علی (ع) آمده است: آگاه باشید که جانهای شما، بهایی جز بهشت ندارد،  پس مواظب باشید که آن را به کمتر از آن نفروشید. انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنه فلا تبیعوها الا بها . 2

 

 

ارزیابی خود

عارف نامی جناب مولوی در مثنوی معنوی گفته: بر آدمی لازم است که همواره به ارزیابی خویشتن خویش بپردازد و تلاش کند که خود را باز شناسد.

 

تو نمی دانی که آخر کیستی

 

جهد کن چندانکه دانی چیستی

 

کارنامه حیات خود را ارزیابی نما و بررسی کن که لحظات عمر خویش را چگونه به پایان می بری.

 

 

عـــمــــر خــــود را در چــــه پایان برده ای

 

قوت و قوّت در چه فانی کرده ای

گــوهــر دیـــده کــــــجـــا فــرســـوده ای

 

 پنــج حــس را در کجــا پالوده ای

 

گوش و چشم و هوش و گوهرهای عرش

 

 خرج کردی چه خریدی تو ز فرش

 

امیر مؤمنان در کلامی فرموده است: ای بندگان خدا پیش از آن که باورها و کردار شما مورد ارزیابی قرار گیرد ، خود را بسنجید و قبل از اینکه به حساب شما برسند، از خودتان حسابرسی نمایید. عباد الله زنوا انفسکم من قبل آن توزنوا و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا. انسان اگر بداند که باندازه لقاء خدا و بهشت می ارزد، هرگز خود را به گناه و پستی و رزیلت نخواهد آلود

اگر انسان به شناخت خود و ارزیابی کرده و نا کرده های خویش بپردازد ، خود را اسیر هوا و هوس های نفسانی نمی سازد . انسان اگر به شناخت خود بپردازد، در می یابد که روح او پذیرش حکمت لقمانی را دارد و نباید آن را اسیر خس و خاشاک عالم ماده سازد.

 

 

جان لقمان که گلستان خدا است

 

پای جانش خسته خاری چرا است

 

 

حقایقی که اگر آدمی بخواهد، تنها با معرفت نفس به آنها دسترسی می یابد.

 

 

لا جرم کوتاه کردم من زبان

 

گر تو خواهی از درون خود بخوان 3
عجب چیزهایی در نامه اعمال ماست!

 کسانی که دائم به فکر ارزشهای طبیعی و بدنی و بشری خود هستند و به خود آرایی و خود نمایی و مد گرایی و مانند آن می اندیشند ، کسانی اند که خود را فراموش نموده اند و از ارزش خود انسانی خود غافل گشته اند ، آنها نمی دانند که چقدر می ارزند و چه استعداد و توانایی بی نظیری در آنها نهفته است ، به خودشان آگاهی ندارند و خویشتن خویش را نمی شناسند.

کمی تفکر کنیم ببینم چند سال جدید آمد و رفت و چند مد لباس آمد و رفت و چند کلاس بالاتر رفتیم و چند نمره گرفتیم  این ها همه گذشتند و ما ماندیم و فرصت های از دست رفته چه قدر بیهوده همین ؟

این دنیای با عظمت و موجودات شگفت انگیز و این دریای بیکران و کوه های با عظمت همه را دیدیم و لذت بردیم و از یاد بردیم وجود عظیم خود را دیدیم و دانستیم که جای ما کجاست و از یاد بردیم و همه را با چیزهایی فروختیم که الان حتی در خاطر هم نداریمشان ولی فطرت پاک ما لحظاتی را داشته که با زیر و رو شدن عالم هستی از یاد نخواهیم برد همان لحظاتی که از خور و خواب و شهوت و شکم رها بوده ایم و هر چند کوتاه با خدای خود خلوتی عمیق داشته ایم و شیرینیش را هرگز از یاد نبرده ایم . به قول حافظ :

 

 

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت

 

باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

در روایتی دیگر ازامام علی (ع) آمده است: آگاه باشید که جانهای شما، بهایی جز بهشت ندارد،  پس مواظب باشید که آن را به کمتر از آن نفروشید. انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنه فلا تبیعوها الا بها

دوستان عزیز بیایید در آستانه این سال جدید با خود عهد کنیم  که سال 1390 هجری شمسی را نقطه عطفی در زندگی خود قرار دهیم و شروع کنیم به رها شدن از بندهای تعلقات بی ارزش مادی و بکوشیم کمی هم به معنویتمان بپردازیم  چون لحظات عمر به شتاب می گذرند و من و شما را به آن لحظه اجتناب ناپذیر می رسانند که پس از آن نه سال جدیدی خواهد آمد و نه فرصتی ....

بیایید همدیگر را از ته دل دعا کنیم و از خدا بخواهیم لحظات تک تک ما را به یاد خودش آباد کند و لحظه ای رهایمان نکند . سال خوبی داشته باشید دوستان عزیزم .

برای آگاهی بیشتر در زمینه خود شناسی و خود سازی ر. ک : 1- انسان و ایمان شهید مطهری 2- انسان در قرآن شهید مطهری 3- خودشناسی برای خودسازی محمد تقی مصباح یزدی 4- ترجمه جامع السعادات مولی مهدی نراقی 5- محاسبه النفس سید بن طاووس.

 


پی نوشت ها :

    1. خطبه 90 نهج البلاغه.

    2. بحار الانوار, ج78, 13.

   3. سیمای انسان کامل ، عبدالله نصری، ص 274.

شنبه 28 اسفند 1389برچسب:,

|

مهاجر

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
لطف‌ها می‌کنی "ای خاک" درت تاج سرم
.
دلبرا! بنده نوازیت که آموخت، بگو
که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
.
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس
که دراز است رَه مقصد و من نوسفرم
.
.
خرم آن روز کز این مرحله بربندم بار
و از سر کوی تو پرسند رفیقان خبرمــ...
.
.
 

شنبه 28 اسفند 1389برچسب:,

|